آبجی لورا : بعد از رفتن من تو باید به یک مرکز توان بخشی بروی تا خستگی بودن من بدر شود!
خودم: خدا بداد کسی برسد که با این خواهر بیش فعال وصلت کند. مردک بیچاره تا اخر عمر در بازپروری خواهد بود!
آبجی لورا : بعد از رفتن من تو باید به یک مرکز توان بخشی بروی تا خستگی بودن من بدر شود!
خودم: خدا بداد کسی برسد که با این خواهر بیش فعال وصلت کند. مردک بیچاره تا اخر عمر در بازپروری خواهد بود!
دلخوشی بودن آبجی لورا کمتر از بودن پرستو در اینجا نیست. خوشحالم ! لورا خواهر خوانده ایتالیایی ما است.
به رمئوو میگویم با من ایتالیایی یا اسپانیایی صحبت کن، میخواهم روز نو را با کلامی نو شروع کنم. از این همه تازگی لذت میبرم. عجب دوران دل انگیزی است این ۳۰ سالگی. وسوسه شدم که دوره شیرینی پزی فرانسوی را بگذرانم، آموزش زبان اسپانیایی را از سر گیرم، و کتاب خوانی را تند تر! این همه از گوشه های شیرین زندگی من است. به خودم میبالم، که آماده به استقبال دهه جدید رفته ام!