هر سال آن طور که ما فهميديم درست روز بعد از شکرگذاری
مردم به فروشگاه هجوم می برند که از موهبت حراج که هم
زيادهم موهبت نيست!! برخوردار بشوند.
کيهان پيشنهاد داد که صبح زود بيدار شويم تا شايد ما هم بتوانيم
چيزی از اين حراج ها سودی ببريم.
البته که کيهان و من نه تنها بيدار نشديم که هيچ ؛کيهان صبح سر کار
رفت و بعد از 2 يا 3 ساعت زنگ زد که آنجا خبری نيست و بيا بريم
سنتر سيتی شايد بتوانيم دوربين پيدا کنيم.خدا را شکر که شانس
خوبی داشتيم و توانستيم چند تا مورد خوب پيدا کنيم.
بالاخره دوربين خريديم اما چيزی که برايم جالب بود ديدن جوانانی بود
که يک نوشته با يک شعار قشنگ در دست داشتند:Free Hug
آنها مردم رو برای چند ثانيه در آغوش ميکشيدند.
شهر شلوغ است من دقيقاً ياد روز های آخر زمستان درتهران افتادم همان
حال و هوايی که مردم در روز های قبل از عيد دارند.
مردم به فروشگاه هجوم می برند که از موهبت حراج که هم
زيادهم موهبت نيست!! برخوردار بشوند.
کيهان پيشنهاد داد که صبح زود بيدار شويم تا شايد ما هم بتوانيم
چيزی از اين حراج ها سودی ببريم.
البته که کيهان و من نه تنها بيدار نشديم که هيچ ؛کيهان صبح سر کار
رفت و بعد از 2 يا 3 ساعت زنگ زد که آنجا خبری نيست و بيا بريم
سنتر سيتی شايد بتوانيم دوربين پيدا کنيم.خدا را شکر که شانس
خوبی داشتيم و توانستيم چند تا مورد خوب پيدا کنيم.
بالاخره دوربين خريديم اما چيزی که برايم جالب بود ديدن جوانانی بود
که يک نوشته با يک شعار قشنگ در دست داشتند:Free Hug
آنها مردم رو برای چند ثانيه در آغوش ميکشيدند.
شهر شلوغ است من دقيقاً ياد روز های آخر زمستان درتهران افتادم همان
حال و هوايی که مردم در روز های قبل از عيد دارند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر