باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۵/۰۹/۱۳۸۵

جک جونور

اين مدت گرما و يه مسافرت کوچک باعث شد که
زياد ننويسم .آخر هفته پيش به کنفرانسی تو شهری نزديک
به ديتروت رفتيم که انصا فاً فقط پذيراييش خوب بود.
در حال حاضر مشغول گشتن خونه تو فيلادلفيا هستم
کار سختيه بعضی هاشون که اصلاً عکس هم ندارن!!
به چند تا از بچه های ايرانی که اونجا هستند ميل زدم
تا کدومشون جواب بدن ؟
از طرفی اين جک جونور های اين خونه ما رو خسته کردن
ولی من که فکر کنم سم هم بهشون کاری نباشه!!
داريم اگه خدا بخواد کم کم اسباب هارو جمع ميکنيم.
چه کار سختی!!

هیچ نظری موجود نیست: