باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۸/۲۱/۱۳۸۵

کمی شکايت

در يک روز زيبای پاييزی به جای شکايت بايد لذت برد قبول دارم که غر ميزنم،
ولی گاهی رفتار بی مسئوليت گونه آدم ها برايم غير قابل بخشش است.
فرقی نميکند که کجايی باشند و چه مليتی داشته باشند ولی وظيفه وظيفه
است بايد درست انجام شود

هیچ نظری موجود نیست: