هيچگاه برای تصميم گيری دير نيست! اين جمله قصار قصه داره
که سر فرصت بهش پرداخته ميشه.امتحان ها رو به سلامتی به پايان بورديم
البته از چند ا چونش اگاهی زيادی نداريم تا ببينيم چه ميشود.
لودميلا و کلی زحمت کشيدند و ما را تا مقصد رساندند.نا اکو ميل زده
که آره من کلی کار دارم که همه وقتم را بايد در کتابخانه بگذرانم ،مامان جونم
کلاس زبان می روند که کلی تو روحيه اش بزنم به تخته تأثير مثبت داشته است.
راستی کم کم داريم اينجا 1 ساله می شويم.ديروز که رفته بودم به قول خودمان
بالای شهر چشمم به يک مرکز خريد خيلی بزرگ خورد که توش پر بود از
اغذيه فروشی يا به قول اينجا يی ها "فود کرت" که جاتون خالی يه حالی اساسی
به اين شکم دادم و "فيلی چيز استيک" خوشمزه اي خوردم که نگو!!
در حين سفارش دادن اين آقا ی صاحب مغازه که يک آمريکايی اصل فيلادلفيا
حدوداً 60 ساله من را به حرف کشيد که آره کجايی هستی چند وقته اينجايی
شوهرت چی کار ميکنه؟ از اينا حرفا بعد گفت که آخی همه همه فک فاميل
هاتون هم که حتماً تو ايران هستند؟ خلاصه قبل از اينکه ساندويچم آماده بشود
من را به يک پيراشکی شور با سس مار چوبه مهمان کرد .که ايی بد مزه بود
و من صبر کردم تا از جلوی چشمم نه پديد شد خودم را از دستش نجا ت دادم.
بر خوردش برام جالب بود و محبتش هم با مزه بود.
که سر فرصت بهش پرداخته ميشه.امتحان ها رو به سلامتی به پايان بورديم
البته از چند ا چونش اگاهی زيادی نداريم تا ببينيم چه ميشود.
لودميلا و کلی زحمت کشيدند و ما را تا مقصد رساندند.نا اکو ميل زده
که آره من کلی کار دارم که همه وقتم را بايد در کتابخانه بگذرانم ،مامان جونم
کلاس زبان می روند که کلی تو روحيه اش بزنم به تخته تأثير مثبت داشته است.
راستی کم کم داريم اينجا 1 ساله می شويم.ديروز که رفته بودم به قول خودمان
بالای شهر چشمم به يک مرکز خريد خيلی بزرگ خورد که توش پر بود از
اغذيه فروشی يا به قول اينجا يی ها "فود کرت" که جاتون خالی يه حالی اساسی
به اين شکم دادم و "فيلی چيز استيک" خوشمزه اي خوردم که نگو!!
در حين سفارش دادن اين آقا ی صاحب مغازه که يک آمريکايی اصل فيلادلفيا
حدوداً 60 ساله من را به حرف کشيد که آره کجايی هستی چند وقته اينجايی
شوهرت چی کار ميکنه؟ از اينا حرفا بعد گفت که آخی همه همه فک فاميل
هاتون هم که حتماً تو ايران هستند؟ خلاصه قبل از اينکه ساندويچم آماده بشود
من را به يک پيراشکی شور با سس مار چوبه مهمان کرد .که ايی بد مزه بود
و من صبر کردم تا از جلوی چشمم نه پديد شد خودم را از دستش نجا ت دادم.
بر خوردش برام جالب بود و محبتش هم با مزه بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر