باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۹/۲۱/۱۳۸۵

کتاب فروشی دانشگاه پنسيلوانيا


آخيش امتحانات تمام شد ،اما نگرانی بعد از امتحان هميشه يک کمی اذيت کننده است.
من کتاب فروشی دانشگاه پنسيلوانيا را خيلی دوست دارم .نمی دانيد مثل يک دنيا
بزرگ می ماند که وقتی داخل آن ميروی ميخواهی ساعت تا در آن بنيشينی و به کتاب خواندن
بقيه نگاه کنی اين کتاب فروشی يک بخش خيلی بزرگ از مجلات دارد که من عاشق آنجا
هستم البته دفعه پيش يک کتاب در بخش حراج از ارهان پاموک که امسال نوبل ادبيات را برده خريدم.

هیچ نظری موجود نیست: