باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۱۰/۱۵/۱۳۸۵

تعطيلات کريسمس


سلام به غيبت طولانی خودم،
از 26 دسامبر که مهمان ها مون آمدند به اينور من ديگر ننوشتم.
جای همه دوستان خالی که ما دلی از عزای مسافرت در آورديم،البته بماند
که کمی از دست اين مهمانان شيرازی به سطوح آمده بوديم اما هر چه بود
گذشت در عوضش در ويرجينيا و واشنگتن کلی خوش گذشت(تشکر فراوان از سارا و حامد)
27 دسامبر با دو مهمانمان که يکی اهل ميشيگان و ديگری اهل بالتيمور است ،عزم به
بازديد از شهر عزيزمان فيلادلفيا کرديم که در مجموع موزه ساينس و آرت را گشتيم البته
در موزه ساينس سوار سيمولتور پرواز شديم که با اجازتون تا سر شب سر درد تشريف
داشتيم.شب هم به يک رستوران ايرانی در محله اي به نام (ژرمن تون) رفتيم،که هم گران بود
و هم کمی خوشمزه.
روز بعد به مقصد نيويورک حرکت کرديم و مثل 4 تا آدم گيج اعصاب هم ديگر را مترو خورد کرديم.
از بس که هی گم می شديم.
دانشگاه کلمبيا و سنترال پارک و موزه آرت رو هم در کمال سر در گمی ديديم.
فکر کنم ساعت 11:30 شب به سمت فيلی حرکت کرديم البته آخر وقت به تاميز اسکر هم رفتيم.
هوا ناجوانمردانه سرد بود و باد شديدی می وزيد.
خاطرات ويرجينيا را دفعه ديگر مينويسم.

هیچ نظری موجود نیست: