می دانيد بعد ازکلی دنبال کارهای تغيير ويزا رفتم تازه اين دانشگاه مبارک بر ميگردد ميگويد که ببخشيد ما برای شما فرم اشتباهی صادر کرده ايم. خنده دار نيست تازه من را بگو که ديروز 100 دلار به حساب مبارک پول ريخته ام. آه که من فرقی نمی کند کجا باشم ! خوش شانسی من همه جا با من است. بگذريم.در همين مرکز دانشجويان ارشد و دکتری دانشگاه پنسيلوانيا که هفته پيش ما به اردو برد من يک نکته جالب ديدم. اول اينکه هميشه چايی و قهوه بوفور برای دانشجويان موجود است مجانی . و کلی کامپيوتر. اما نکته خيلی جالب تر مربوط به سرويس دستشويی آنجاست. ميدانيد اين خيلی فرهنگ باحاليه! وقتی به دستشويی رفتم ربروی آينه يک سبد بود که در آن کاندوم بوفور يافت ميشد و بچه ها را با شعار جالبی تشويق به استفاده از کاندوم ميکرد.کلی فکر کردم چه کار جالبی گاهی همين ظريف کاری ها ست که فرق فرهنگ ها را نشان ميدهد. هفته پيش داشتم از وسط کمپس رد ميشدم که يک دفعه چشمم به دختران و پسرانی افتاد که نيمه لخت داشتند حمام آفتاب ميگرفتند. بدون اينکه کسی توجه کند و من به يکباره ياد خودم افتادم که تازه اگر وسط دانشگاه عينک آفتابی ميزدم نه تنها همه من رو نگاه ميکردم هيچ بعدش امکان اخطار گرفتن هم داشتی!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر