یک نرم افزار جدید پیدا کردم .پست جدید را دارم با آن مینویسم. این چند روز در گیر روت کنل دندان بودم. جالب است امرز وقتی همسر استاد که خود در آزمایشگاه ما کار میکند من را دید، یکباره گفت برو خانه خواهش میکنم امروز کار نکن! تو واقعا مریض بنظر میرسی ،بعد پیشانی من را لمس کرد که مطمئن شود من ...ندارم.قول هم گرفت که حتمن به او ایمیل بزنم. خیلی از این برخورد لذت بردم. فردا یک سفر کاملن دخترانه به نیو جرسی خواهیم داشت. بیشتر خواهم نوشت وقتی برگشتم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر