باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۴/۲۰/۱۳۸۷

دندان پزشکی

یک نرم افزار جدید پیدا کردم .پست جدید را دارم با آن مینویسم. این چند روز در گیر روت کنل دندان بودم. جالب است امرز وقتی همسر استاد که خود در آزمایشگاه ما کار می‌کند من را دید، یکباره گفت برو خانه خواهش می‌کنم امروز کار نکن! تو واقعا مریض بنظر میرسی ،بعد پیشانی من را لمس کرد که مطمئن شود من ...ندارم.قول هم گرفت که حتمن به او ایمیل بزنم. خیلی از این برخورد لذت بردم. فردا یک سفر کاملن دخترانه به نیو جرسی خواهیم داشت. بیشتر خواهم نوشت وقتی برگشتم.

هیچ نظری موجود نیست: