باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۵/۰۶/۱۳۸۷

گی استریت

بقول نادیا، دوست مراکشی ام، این خیابان تنها جایی‌ است که با خیال راحت میتوانی‌ دستت را به دور بازوی دوست "دختر" حلقه کنی‌ بدون اینکه کسی‌ به تو نگاه چپ کند! یادش به خیر وقتی‌ با همکلاسی‌های مدرسه در تهران بیرون که میرفتیم از سر کول هم آویزان بودیم کی‌ به کی‌ بود! حالا اینجا ، ! نمیدانم این هم یک جورش است دیگر اما ؟

هیچ نظری موجود نیست: