باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سالهایی را خواهم نوشت که در آن زندگی جدیدی شروع میشود
۹/۱۹/۱۳۸۷
بوقلمو
بوقلمو ی روز سپاس گذاری را با کمی تاخیر پست میکنم، از آنجاای که این مدت عجیب روزگار با من در گیر بود!دوست خوبم هادی ما را شرمنده کرد با دست پخت محشرش و سالاد پر از عطر و بو!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر