باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۱۲/۱۷/۱۳۸۵

روز زن و دلخوشی های نداشته

درست 2 سال پيش که دختر عمو کيهان آمده بود ايران .تو تابستان، بخاطر کارو
مطالعات تحقيقاتی که داشت من رو هم چند باری با خودش به دفتر
گروه مدافعان حقوق زنان برد که گاهی هم بتونم به عنوان مترجم
بهش کمک کنم. از همان جا بود که تقريباً همه ا عضای گروه فعال زنان رو ديدم.
برام باور کردنی نبود که يک سری از هم جنس و هم نوع های خودمون اينطوری
شب روز زحمت ميکشند! مخصوصاً وقتی که شادی صدر رو ديدم از
خوشحالی بال و پر ميزدم من يکی از خواننده های پر پا قرص مقاله های اون و
ژيلا بنی يقعوب تو روز نا مه های خدا بيا مرز بودم.
خلاصه خبرها ی اين چند روز کلی ا عصاب من رو بهم ريخته ،هر روز دارم
براشون دعا ميکنم که سالم از زندان بيان بيرون و محکم تر رو استوار از
گذشته به فعاليت هاشون ادامه بدهند. البته اينطور که بوش مياد کاملاً
سعی در خنثی کردن اين فعاليت ها دارند.
به اميد برابری

http://300themovie.info

پ.ن: اين لينک مربوط به فيلم 300، بمباران گوگل

300 the movie


هیچ نظری موجود نیست: