باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۵/۱۴/۱۳۸۶

شرح کوتاه

تأخير فراوان در نوشتن دليلی بر فراموش کردن وب لاگم نيست. نداشتن اينترنت در خانه و مسافرت رفتن من را حسابی در گير کرده بود. در اين بين ديدار دوستان مخصوص ديدن دوستم ناکو و شنيدن شرح سفرش کلی برايم جالب بود. مسافرت يک هفته يی به نيويورک و بستون هوای تازه يی برای هر دو ما بود. ديدن موزه ها در اين کشور آنقدر لذت بخش است که هر بيشتر ميبينی .عطش تو بيشتر ميشود. هنوز يک نگرانی ديگر هم دارم. اميدوارم ويزا ی من تا قبل از شروع ترم آماده شود و گر نه ديگر هيچ ايده يی ندارم که چه اتفاقی خواهد افتاد

۱ نظر:

Roya گفت...

امیدوارم مسافرت خوش گذشته باشه. ویزات هم انشاالله بیاد زودی. من خودم هم اقدام کرده‌ام برای تغییر ویزا. تو الان چه ویزایی داری؟ منم خیلی امیدوارم که زود بیاد ولی انگار چون ما از تو خود آمریکا اقدام کردیم می‌گن طول می‌کشه :(