باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سالهایی را خواهم نوشت که در آن زندگی جدیدی شروع میشود
۹/۰۸/۱۳۸۶
هفته اي پر از مهمانی
مراسم عروسی تمام شد. همه رسوم برايم تازگی داشتند . حتی آداب وارد معبد شدن هم برايم جالب بود.هفته پيش هم تجربه خوردن ماهی خام تازه در سس سويا را داشتيم. ناکو و ژانگ به خوبی از ما پذيرايی کردند در حاليکه شب قبلش جای همگی خالی عجب آبگوشتی خورديم مشتی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر