ديروز يه بسته شکلات که با ربّانی پر از لو لو بسته بندی شده بود ، از يکی از همکلاسی هايم دريافت کردم. خيلی ذوق کردم اين دختر خيلی مهربونه، بعد هم ازش خواستم که يه بغل بهم بده:) ديروز يکی از دوستان چينی آزمايشگاه از يک اطلس پرينت گرفته بود و آمد پيشم بهم گفت : بهم تو نقشه نشان بده که کجا به دنيا آمدی؟ کجا زندگی کردی؟ خيلی اين کارش برايم جالب بود. بعد همه بچه های لب به ترتيب آمدند و محل تولدشان را روی نقشه نشان دادند. تازه فهميدم که چقدر کم از دنيای اطرافم ميدانم! اين روز ها اکثر آدم های دور و برام آنقدر کنجکاو هستند که در ايران چگونه زندگی ميکنيم و اين قبيل چيز ها که من بيشتر وقت استراحتم را بايد صرف جواب دادن کنم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر