برای همه سنگ فرش هایئ که بر روی آنها قدم گُذاشتم و همه هوای خوشئ که استشمام کردم،شکر گزارم. روزی میرسد که از خیال جادویئ خویش توری می سازم و با آن همه رویاهایم را می پوشانم،به آن عطرئ خوشبو می زنم و در شبهای تاریک و تنهای خودم آنرا به تنم می آویزم، با خیالاتم درد و دل می کنم و تک تک ذره هایش را در صندوقچه یئ پنهان می کنم. فقط امیدوارم روزی که آنرا دوباره می گشایم آن خیالات مبهم محو نشده باشند؟!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر