باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۱/۱۶/۱۳۸۷

دروغ

آمده ام به کتابخانه تا درس بخوانم، ولی عجیب دپ زده ام. کسی می داند درمانی دارد یا نه؟ هر چه می خواهم فکری نکنم و خود را خشنود نشان دهم ولی آه که به خود دروغ می گویم.

هیچ نظری موجود نیست: