باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۳/۰۱/۱۳۸۷

من حالم خوب است!

همه چيز آرام پيش ميرود، بايد شکايت کرد يا از اين آرامش بی نهايت ساکت بايد سپاس گذار بود. ديگر هيچ ايده يی ندارم، هنوز نفس ميکشم و ميگويم شادم ، اما کسی از ....

هیچ نظری موجود نیست: