باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۳/۰۸/۱۳۸۷

خوشحالی

اينجا ديگر شکايت نميکنم، قول قول، اما تنهايی توانستم چند روز تعطيلات عالی برای خودم بسازم. تبريک به خودم با برنامه های باحالی که چيدم. پياده روی ، فيلم خوب، مهمان کردن خود در رستوران که هميشه دوسر داشتم امتحانش کنم. و رقص سال سالا که محشره! اينم از خوشحالی من؛)

هیچ نظری موجود نیست: