باغ آذر ماه عریان است در مسیر کوچه باغ کوهپایه ردپایی نیست زیر چتر سبز کاج استاده ام در انتظار دوست
مست شعر بیکلام این که او چون من هیچ برگش نیست اما غرق خرمالوست
من در ترسیم خاطرات سال‌هایی‌ را خواهم نوشت که در آن‌ زندگی‌ جدیدی شروع میشود

۴/۲۲/۱۳۸۵

خوش خبری

يادتون مياد چقدر غصه اين کار کيهان من رو ناراحت کرده بود
امروز بعد از 3 هفته جواب کارش آمد.من فقط می تونم بگم
که مبارک باشه کيهان جان!!
شاديت مبارک باد اين جمله قشنگ را به تو هديه می کنم
از وبلاگ عابر پياده است:
می دانيد زنده ترين روز های زندگی يک"مرد" آن روز هايی
است که در مبارزه می گذراند و زندگی در تقابل با مرگ
است که خودش را نشان می دهد.
در اينجا مرگ به نظر من تمثيلی از رخوت و رکود است

۱ نظر:

BA}{AR گفت...

سلام
خوش حالم که اینهمه از سر زدن به باغ من سرخوش می شوی. از این "مرد" داخل گیومه قدری سوال دارم. به نظر شما فقط یک "مرد" زندگی را در مبارزه و جدال با مشکلاتش می بیند؟